21
ژوئن

طراحی داخلی بر اساس كشور ها و فرهنگ ها

طراحی داخلی بر اساس كشور ها و فرهنگ ها

طراحي هرگز بي جا يا عاري از خطا نيست. طراحي داراي ريشه هاي خود در شخصيت هنرمند و ميراث فرهنگي و مشخصه-هاي متمايز مكاني است كه او در آنجا متولد شده است. بنابراين ما روندهاي سبك گرايانه برخي از كشورهايي را كه بيش از همه معرف صد سال اخير هستند، بررسي مي-كنيم.

در حالي كه در قرن نوزدهم هنر پرتغالي در سكوت بود و معماري آن معماري مجبور بود كه براي الهام گيري به گذشته نگاه كند، در قرن بيستم وضعيت به شدت تغيير كرد. معماري پرتغالي از دوره پيشرفتي بهره مند بود كه در آن آخرين روندها را اقتباس مي كرد؛ در طراحي، ما نمي توانيم از يك سبك خاص پرتغال صحبت كنيم، بلكه چندين سبك وجود دارد: طنزآميز، معماري، مجسمه سازي و ميني ماليستي.
در مورد آلمان، تأثير هنري «فن ده ولده بلژيكي و جي.ام. اولبريش اتريشي» منجر به آزادي سبك گرايي زيادي در حوزه ها معاري و دكوراسيون شد. ساختمان هاي پيتر بهرنز شروع معماري راسيوناليستي بود كه والتر گروپيوس، اريك مندلسون و مأيس فن در ورهه (همگي اعضاي بائوهاوس) به اوج آن رسيدند. امروزه، آلمان هنوز داراي سليقه براي سادگي فرم و خلوص خط است و در عين حال به جزئياتي كه زيبايي زيادي را به طراحي آن مي بخشد، راغب است. اتريش در حال حاضر يكي از خلاق ترين كشورها در زمينه طراحي است. در ابتداي قرن بيستم، انشعاب وين به عنوان واكنش به هنر نو ظهور كرد و از انتشار هنر و طراحي دفاع كرد. امروزه، طراحي اتريش كه به دنبال اشياي عريان شده تا ابتدايي ترين فرم آنهاست، در تجربه-گرايي سرمايه گذاري مي كند و در جستجوي ايده هاي جديد است. هلند هنوز بسياري از طراحي خود را به جنبشي مديون است كه در ابتداي قرن بيستم حول مجله «دي استيل» رشد كرد: نئوپلاستيسم. تقليل فرم ها به خطوط اصلي آنها و استفاده از رنگ هاي اصلي مشخصه هاي عمده آن هستند. اخيراً سبك كاربردي رونق گرفته است كه در آن هيچ چيز زائد نيست. مبلمان و لوازم داراي فرم هاي هندسي خوش تعريف و خطوط ساده آن آشكارا ديده مي شوند.

بلژيك منزلگاه يكي از رويدادهاي هنري كليدي در پايان قرن نوزدهم يعني تولد “tgniveL” است، گروهي از هنرمندان آوانگارد كه درصدد غلبه بر امپرسيونيسم فرانسوي بودند. ارتباط اين گروه با ويكتور هورتا چندان مشخص نيست اما نقش حياتي او در معماري بلژيك انكارنشدني است. هورتا درخت بارور هنر نو است و تركيب كاربردي بودن و خلاقيت وجه مشخصه كار اوست. حتي در قرن نوزدهم نيز نوآوري فني به شدت مورد توجه بود و اين روزها تأكيد مشابهي بر پيشرفت فناوري به همراه هارموني بصري و راحتي وجود دارد. طراحي بلژيك به دنبال زيبايي در ميني ماليسم است. در نروژ دو مكتب معماري مجزا در قرن بيستم وجود دارد: يكي مدافع بازگشت به سنت بود اگرچه در امتداد خطوط مدرن، در حاليكه ديگري درصدد الهام گرفتن از معماري مدرن اروپا بود. اين دو روند تحت تأثير اسپلوند، گروپيوس و له وربوزير يكي شدند و به معماري رسدند كه ضمن حفظ ويژگي هاي سنتي آنها را با شرايط محيطي و اجتماعي سازگار كردند. امروزه نيز دو گرايش اصلي در نروژ وجود دارد: يكي اولويت را به كاربردي بودن مي دهد، در حالي كه ديگري طراحي را اولويت اول مي داند. از سوي ديگر، طراحي سوئد مملو از بخش هاي داخلي است و شديداً متعهد به كاركردگرايي و ميني ماليسم است. طراحي سوئد نيازي به تزيين ظاهري ندارد و خطوط هندسي اصلي را ترجيح مي دهد، هرچند گاهي به سراغ منحني ها مي رود. در مقابل، طراحي كانادا جزئيات را مي پسندد و به دنبال تنوع فرم و مواد است. محصولات آن به هيچ الگوي انعطاف-پذيري مقيد نيستند: تنها محدوديت ها به تخيل بستگي دارد. در اوايل قرن بيست و يكم، طراحي ايتاليايي به مهم ترين سبك اروپا تبديل شده است. مشخصه آن تنوع فرم ها و استفاده از رنگ هاي متفاوت فراوان است.

 

طراحی مطب دندانپزشکی   شرکت دکوراسیون داخلی   طراحی داخلی تالار    دکوراسیون داخلی رستوران   دکوراسیون داخلی صرافی   طراحی داخلی طلا فروشی   دکوراسیون داخلی مغازه   دکوراسیون داخلی منزل   دکوراسیون داخلی هتل   مبلمان اداری    دکوراسیون اداری